Everybody's Pharmacy

ایدز و لنتی ویروس ها

نویسنده : Fatemeh Afra | تاریخ : 8:34 AM - سه شنبه پنجم مهر 1390

خصوصیات لنتی ویروس ها 
ساختار و ترکیب:
HIV یک رتروویروس و عضوی از خانواده لنتی ویریده است و دارای بسیاری از خصوصیات فیزیکو شیمیایی مشخص این خانواده می باشد. از خصوصیات مورفولوژی اختصاصی HIV وجود یک نوکلئوئید استوانه ای در ویریون کامل است. در عکس های میکروسکوپ الکترونی در ذرات خارج سلولی که احتمالاً در زاویه مناسب برش خورده اند، نوکلئوئید میله ای مشخصی را می توان مشاهده نمود.
ژنوم RNA لنتی ویروس ها از رتروویروس های ترانسفورم کننده خیلی پیچیده تر است. این ویروس هر 3 ژن (env,pol,gag) را که برای تکثیر رتروویروس ها ضروری است دارد. 6 ژن فرعی دیگر نیز دارد، که بیان ویروس را تنظیم می کنند و در آسیب زایی بیماری در بدن اهمیت دارند. اگرچه توالی ژن های فرعی در بین اعضای لنتی ویروس ها هم تیپی کمی را از خود نشان می دهد اما اعمال آنها یکسان است. ( ویروس های گربه و سم داران فقط 3 ژن فرعی دارند). یک پروتئین اختصاصی، به نام Tat در مراحل اولیه تکثیر ترنس اکتیواسیون دخالت می کند و توسط آن یک فرآورده ژن ویروسی تولید می شود که رونویسی سایر ژن های ویروسی را فعال می کند. ترنس اکتیواسیون در HIVبسیار کارآمد است و ممکن است در ماهیت بیماری زایی HIV نقشی بعهده داشته باشد. پروتئین Rev برای بیان پروتئین های ساختاری ویروس مورد نیاز است. این پروتئین خروج رونوشت های ویروس را از هسته سلول تسهیل می کند. پروتئین های ساختاری از mRNA هایSplice نشده طی مراحل Late چرخه تکثیر ویروس ترجمه می شوند.
پروتئین Nef تولید کموکین به وسیله ماکروفاژها را تحریک می کند که می تواند سلول های T در حال استراحت را فعال ساخته، بیان MHC-I و CD4 را افزایش داده و عفونت مولد HIV را مقدور سازد. وجود ژن nef در ایجاد خاصیت بیماری زایی در میمون ها در ویروس نارسایی ایمنی میمون (SIV) ضروری است. پروتئین Vpr انتقال کمپلکس پروتئین گرادیان ویروسی به هسته را افزایش داده و سلول ها را در فاز G2 در حالت توقف نگه می دارد. پروتئین Vpu در تغییر شکل CD4 مؤثر است. پروتئین Vif توسط مهار اثر پروتئین های مهار کننده ی سلولی که در برخی سلول های انسانی وجود دارند، عفونت زایی ویریون را افزایش می دهد.
تیپ های مختلفی از HIV به دست آمده است که با یکدیگر کاملاً یکسان نمی باشند و به نظر می آید که طیفی از ویروس های مشابه وجود دارد. این ناهمگنی میزان بالای تکثیر ویروسی و همچنین میزان بالای اشتباه آنزیم رونویسی معکوس را منعکس می سازد. بیشترین تفاوت در بین ایزوله های متفاوت، در ناحیه ژن env است که پروتئین پوششی ویروس را سنتز می کند. فرآورده SU (gp120) از ژن envحاوی مناطق اتصال مسئول برای چسبیدن ویروس به مولکول CD4 و گیرنده های مشترک است که گرایش ویروس را به لنفوسیت و ماکروفاژ مشخص می کند و شاخص های عمده آنتی زنی دارد که موجب می شود آنتی بادی های خنثی کننده در بدن تولید شوند. گلیکوپروتئینHIV، 5 منطقه قابل تغییر دارد، به طوری که، V3 که در خنثی سازی اهمیت دارد، در بین نژاد های مختلف، متفاوت است.
فرآورده های TM (gp41) از ژن env حاوی مکان ترنس ممبران بوده که توسط آن، گلیکوپروتئین به غشاء ویروس به طور محکم می چسبد و همچنین مکان ادغام دارد که نفوذ ویروس را به سلول هدف تسهیل می سازد. به علت وجود تفاوت در پوشش HIV کوشش هایی که جهت تهیه واکسن مؤثر برای ایدز به کار رفته، با مشکل مواجه شده است.
لنتی ویروس ها، ویروس هایی کاملاً اگزوژن هستند. برخلاف رتروویروس های ترانسفورم کننده، ژنوم لنتی ویروس ها هیچ گونه ژن سلولی را در بر ندارد. انسان با ورود ویروس از منابع خارجی به بدن آلوده می شود.
طبقه بندی:
لنتی ویروس ها از گونه های مختلفی از جمله حدود 24 گونه پریمات آفریقایی غیر از انسان جدا شده اند. دو نوع متمایز از ویروس های ایدز به نام HIV-1 و HIV-2 وجود دارد که انسان را آلوده می کنند. این دو تیپ بر اساس تشکیلات ژنوم و روند تکاملی با سایر لنتی ویروس های پستانداران تفاوت دارند.
بر اساس توالی ژن env، HIV-1 را به 3 گروه متمایز (O, N, M) تقسیم بندی کرده اند. گروه M که تیپ غالب است دارای 10 زیرتیپ (ازA تا J) می باشد. انواع نوترکیب ویروس ها نیز در چرخه انسانی و در مناطق جغرافیایی متفاوت دیده می شود. به همین نحو، 5 زیر تیپ ازHIV-2 (از A تا E) شناسایی شده است. درون هر زیرتیپ، انواع مختلفی وجود دارد. به نظر نمی رسد که زیر تیپ های ژنتیکی با گروه های خنثی سازی سروتیپ مقارن باشد.
تعداد زیادی از رتروویروس ها از انواع مختلفی از پستانداران غیر انسانی به دست آمده اند. لنتی ویروس های پریمات ها به شش رده فیلوژنیک اصلی تقسیم می شوند. SIV در سوتی منگابی ( نوعی میمون در آفریقای غربی) و HIV-2 در انسان به هم شباهت دارند و آنها را واریته هایی از یک ویروس مشابه می دانند. ویروس های به دست آمده از شمپانزه به HIV-1 بیتشر شباهت دارد. SIV به دست آمده از میمون های سبز آفریقایی، میمون های Sykes و ماندریل، گروه چداگانه از HIV-1 و HIV-2 را تشکیل می دهند.
تشکیلات ژنوم لنتی ویروس های پستانداران ( انسان و میمون) شباهت زیادی به یکدیگر دارند. تنها تفاوت آن است که HIV-1 و ویروس شمپانزه دارای ژن vpu هستند در صورتی که HIV-2 و اکثر SIVها ، ژن vpx را دارند. توالی های gag و pol بسیار محافظت شده است، تفاوت عمده ای در بین ژن های گلیکوپروتئین پوششی وجود دارد. در توالی های بخش پروتئینی آنها شباهت بیتشری از توالی های گلیکوپروتئین خارجی (پروتئینی که در بخش خارجی ویروس قرار دارد) مشاهده می شود.
به نظر می رسد که SIV در میزبان های طبیعی خود ( میمون سبز آفریقایی، سوتی منگابی) بیماری زا نمی باشد. این حیوانات در محل زندگی طبیعی خود آلوده می شوند. بر عکس میمون های رزوس وحشی در آسیا در حالت طبیعی آلوده نشده اند و به بیماری ایدز سیمیان که توسط انواع مختلفی از SIV ایجاد می شود، حساس هستند. ویروسی که اولین بار از میمون های روزس اسیر شده به دست آمد (SIVmac) از نژاد سوتی منگابی یا نژاد HIV-2 بود.
لنتی ویروس های غیر پستانداران، عفونت های پایداری را در انواع مختلفی از حیوانات ایجاد می کنند. این ویروس ها، عامل بیماری های مزمن و ضعیف کننده ای بوده و گاهی اوقات نارسایی ایمنی به وجود می آورند. تیپ مشخص آنها، ویروس ویزنا ( که همچنین ویروسMaedi نامیده شده است) می باشد که علائم عصبی یا پنومونی را در گوسفندان ایسلند ایجاد می کند. ویروس های دیگری موجب کم خونی عفونی در اسب ها و درد مفاصل و انسفالیت در بزها می شوند. لنتی ویروس های گاو و گربه ممکن است عامل نارسایی ایمنی باشند. هنوز مشخص نشده است که لنتی ویروس های غیر پستانداران قادر به آلوده کردن پستانداران از جمله انسان می باشند.
منشاء ایدز:
تصور شده است که منشاء HIV در انسان به علت تماس مستقیم انسان با خون آلوده میمون ها با این ویروس در روستاهای آفریقا بوده است. مدارک جاری نشان می دهد که مشابه های HIV-1 و HIV-2 در میمون ها، حداقل در 7 زمان متفاوت از میمون ها به انسان انتقال یافته اند. آنالیز توالی تکاملی، ورود SIVcpz را به انسان که از آن، HIV-1 گروه M ناشی شده است در سال های 1930 نشان داده است. این انتقال احتمالاً سال ها به طور مکرر رخ داده تا این که تغییرات خاص اجتماعی، اقتصادی و رفتاری که در اوائل و اواسط قرن بیستم رخ داد، شرایطی را فراهم نمود که امکان عفونت انسان با این ویروس ها را گسترش داد و موارد بیماری به صورت اپیدمی بروز کرد.
ضد عفونی و غیر فعال کردن:
HIV به مدت ده دقیقه در حرارت اتاق با هر یک از مواد زیر :
مواد شیمیایی سفید کننده خانگی 10 درصد، اتانول 50 درصد، ایزوپروپانول 35 درصد، لیزول 5/0 درصد، پراکسید هیدروژن 3/0 درصد
به طور کامل غیر فعال می شود.
PH خیلی بالا یا پایین (PH=13 و PH=1)، این ویروس را همچنین از فعالیت باز می دارد. موقعی که HIV درون لخته خون موجود بوده یا درون خون لخته نشده سوزن یا سرنگ وجود دارد، برای غیر فعال شدن آن باید حداقل 30 ثانیه در معرض بلیچ رقیق نشده قرار داد. این ویروس توسط Tween-20 5/2% غیر فعال نمی گردد. اگرچه پارافرمالدئید، ویروس آزاد در محلول را از فعالیت باز می دارد اما هنوز مشخص نشده است که ماده فوق به حد کافی به بافت ها نفوذ می کند و می تواند تمام ویروس های موجود در کشت های سلولی یا نمونه های بافتی را غیر فعال سازد.
HIV به سهولت در مایعات یا سرم ده درصد بر اثر حرارت 56 درجه سانتیگراد به مدت 30 دقیقه غیر فعال می شود، اما ماده پروتئین خشک شده به طور قابل توجهی باعث محافظت ویروس می گردد. فرآورده های لیوفیلیزه شده خون را باید به مدت 72 ساعت در 68 درجه سانتیگراد، حرارت داد تا از غیر فعال شدن ویروس مطمئن گردید.
لنتی ویروس های حیوانی:
بینش ما در مورد خصوصیات بیولوژیکی عفونت های لنتی ویروس، از عفونت تجربی گوسفند با ویروس ویزنا به دست آمده است. طرح بیماری طبیعی در بین گونه های مختلف متفاوت است اما برخی از خصوصیات مشابه آنها شناخته شده است که عبارتند از:
1-ویروس ها توسط مایعات بدن انتقال می یابند.
2-ویروس در میزبان آلوده به طور نامحدودی پایدار می ماند، اگرچه ممکن است مقدار آن کم باشد.
3-میزان جهش ویروس ها، بالا است و موتانت های متفاوت را در شرایط مختلف ( میزبان های مختلف، پاسخ های ایمنی، بافت های مختلف) میتوان انتخاب نمود. میزبان آلوده دارای انبوهی از ژنوم های ویروسی بسیار مشابه هستند که آنها را شبه گونه ها نامند.
4-عفونت ویروسی به آهستگی طی مراحل خاصی پیشرفت می کند. ماکروفازها، نقش عمده ای را در عفونت به عهده دارند. تفاوت لنتی ویروس ها از سایر رتروویروس ها آن است که لنتی ویروس ها قادرند سلول های متمایز نشده انتهایی را که در حال تقسیم هم نباشند آلوده کنند. با این همه، سلول های آلوده باید فعال گردند تا تکثیر ویروس رخ دهد و ویروس های جدیدی تولید شود. این ویروس در ارتباط با مونوسیت ها و ماکروفاژ ها می باشد و فقط حدود یک سلول در هر میلیون سلول، آلوده می شود. مونوسیت ها، ویروس را در سراسر بدن به صورتی حمل می کنند که سیستم ایمنی قادر به شناسایی آنها نمی باشد و بدین وسیله ویروس که به لنفوسیت ها گرایش دارند به مقدار زیاد تکثیر می یابند، در صورتی که تکثیر ویروس هایی که به ماکروفاژ ها گرایش دارند محدود می باشد.
5-ممکن است سال ها طول بکشد تا بیماری ظاهر گردد. میزبان آلوده معمولاً آنتی بادی هایی را در برابر ویروس تولید می کند اما هرگز از آلودگی خلاص نمی شود. واریته های جدید آنتی ژنی هر چند وقت یکبار در میزبان های آلوده ظاهر می شوند، اما هنوز شناخته نشده است که این واریته ها در پیشرفت بیماری اهمیت دارند. اکثر موتاسیون ها در گلیکوپروتئین های پوششی رخ می دهد. علائم بالینی از 3 ماه تا سال ها بعد از آلودگی ظاهر می شود. استثنایی که در مورد طولانی بودن دوره کمون بیماری لنتی ویروس ها وجود دارد، شامل بیماری ایدز در کودکان، کم خونی عفونی در اسب ها و انسفالیت در بزهای جوان می باشد.
عوامل میزبان که در پاتوژنز بیماری اهمیت دارند شامل سن (هر چه فرد جوانتر باشد در خطر بیشتری قرار دارد)، فشار عصبی( ممکن است بیماری را تقویت کند)، استعداد ژنتیکی(برخی از حیوانات مستعدتر هستند) و عفونت های همزمان ( ممکن است بیماری را بدتر کند یا انتقال ویروس را تسهیل نماید).
این بیماری در سم داران (اسب، گاو، گوسفند و بز) عفونت های فرصت طلب ثانوی بغرنج نمی شود. ویروس کم خونی عفونی اسب به وسیله مگس های اسب که خون را می مکند در بین اسب ها انتقال می یابد، این تنها لنتی ویروس شناخته شده است که توسط ناقل حشره منتقل می شود.
خصوصیات مولکولی و بیوشیمایی لنتی ویروس های سیمیان مشابه HIV است و بیماری مشابه ایدز را در ماکاک های رسوس ایجاد می کند. مدل SIV برای بررسی پاتوژنز بیماری و درمان آن و تهیه واکسن مورد توجه قرار گرفته است.
گیرنده های ویروس:
تمام لنتی ویروس های پریمات ها، مولکول CD4 را به عنوان گیرنده به کار می برند. CD4 در روی ماکروفاژ ها و لنفوسیت های T بیان می شود. علاوه بر CD4 گیرنده دیگری برای HIV-1 ضروری است تا به سلول وارد شود گیرنده دیگری برای ادغام ویروس با غشاء سلول مورد نیاز است. این ویروس ابتدا به CD4 چسبیده و سپس به گیرنده دومی اتصال می یابد. این تعامل ها موجب تغییرات ساختاری در پوشش ویروس، فعالیت پپتید ادغام gp41 و تقویت غشاء می شود. گیرنده های کموکین به عنواغن گیرنده های دومی در HIV-1 به کار می روند (کموکین ها موادی محلول با جاذبه شیمیایی و خصوصیت سیتوکینی هستند). CCR5 که گیرنده برای کموکین های RNATES، MIP-1α وMIP-1βمی باشد. همچنین گیرنده برای نژادهایی از HIV-1 است که به ماکروفاژها گرایش دارند. بر عکس، CXCR4 که گیرنده برای کموکین SDF-1 است همچنین گیرنده برای نژادهایی از HIV-1 است که به لنفوسیت ها گرایش دارند. گیرنده کموکین که برای ورود HIVبه سلول به کار می رود در روی لنفوسیت ها، ماکروفاژها و لنفوسیت های حاصل از تیموس و نیز در روی نورون ها و سلول های روده بزرگ و گردن رحم یافت شده است. افرادی که فاقد هموزیگوت در CCR5 هستند اشکال موتانتی از پروتئین را تولید می کنند که ممکن است فرد را از آلودگی با HIV-1 محافظت کند. به نظر می رسد که جهش هایی در پروموتر ژن CCR5 پیشرفت بیماری را به تأخیر می اندازد. نیاز به گیرنده مشترک برای ادغام HIV به سلول هدف های جدیدی برای جریان ضد ویروسی ایجاد نموده است. مهار کننده های ورود HIVاولین بار در سال 2003 در ایالات متحده مورد تأیید قرار گرفتند. گیرنده های کموکین، هدف های جدیدی را برای اهداف درمانی ضد ویروسی (یعنی مهار کننده های ورود HIV به بدن) فراهم می سازد.
به نظر می رسد که لکتین دندریتی خاص سلول به نام DC-SIGN به HIV متصل می شود، اما مانع ورود ویروس به سلول نمی گردد. در واقع این لکتین ممکن است انتقال HIV به وسیله سلول های دندریتی را به اعضای لنفاوی بدن تسهیک کند و عفونت سلول های T را افزایش دهد.
عفونت های HIV در انسان
پاتوژنز و پاتولوژی
الف) نگاهی به عفونت HIV:
دوره مشخص عفونت HIV یک دوره ده ساله می باشد. مراحل بیماری شامل عفونت اولیه، انتشار ویروس به اعضای لنفاوی، عفونت مخفی، مقدمه ای از تظاهر HIV بروز علائم بالینی و مرگ می باشد. فاصله علائم بالینی به طور متوسط حدود 10 سال طول می کشد. مرگ معمولاً طی 2 سال بعد از بروز علائم بالینی رخ می دهد.
به دنبال عفونت اولیه، 4 تا 11 روز بین عفونت مخاط و شروع ویرمی وجود دارد. ویرمی حدود 8 تا 12 هفته بعد مشاهده می گردد. در طی این مدت، ویروس در سراسر بدن انتشار یافته و اعضای لنفاوی را آلوده می سازد. حدود 3 تا 6 هفته بعد از عفونت اولیه، در برخی از بیماران (50 تا 70 درصد)، نوعی سندرم حاد مشابه مونونوکلئوز بروز می کند. در این هنگام تعداد T سل های CD4 مثبت به مقدار زیادی کاهش می یابد. پاسخ ایمنی به HIV حدود یک هفته تا 3 ماه بعد از عفونت اولیه ظاهر می شود. در این حالت ویرمی پلاسمایی کاهش می یابد و تعداد سلول های CD4 به حالت اولیه بر می گردد. در هر حال پاسخ ایمنی قادر نیست عفونت را کاملاً از بین ببرد و سلول های آلوده باHIV در غدد لنفاوی باقی می مانند.
دوره مخفی بیماری بالینی ممکن است تا 10 سال هم طول بکشد. در طول این مدت تکثیر ویروس به مقدار زیاد ادامه دارد. تخمین زده شده است که 10 بیلیون ذره HIV تولید شده و هر روز تخریب می گردند. نیمه عمر این ویروس ها در پلاسما حدود 6 ساعت است و چرخه زندگی ویروس ( از زمان آلودگی یک سلول تا تولید ویروس های جدید که سلول بعدی را آلوده کند) به طور متوسط 6/2 روز است. به نظر می رسد، لنفوسیت های CD4+T که هدف های عمده ای برای تولید ویروس هستند، میزان بازدهی مشابهی دارند. هنگامی که عفونت فعال برقرار شد، نیمه عمر لنفوسیت CD4+ حدود 6/1 روز می باشد. به علت تکثیر سریع ویروس و میزان اشتباه آنزیم ترنس کریپتاز معکوس HIV تخمین زده شده است که هر نوکلئوتید ژنوم HIV احتمالاً هر روز دچار موتاسیون می شود. بالاخره علائم عمده و بیماری بالینی نظیر بروز عفونت های فرصت طلب و سرطان در بیمار ظاهر می شود. این ویروس به سهولت در طی مراحل پیشرفته بیماری مشاهده می گردد. HIVحاصل از بیماران در مراحل انتهایی بیماری در مقایسه با مراحل اولیه عفونت، معمولاً خاصیت بیماری زایی و اثر سیتوپاتیک بیشتری دارد. همچنین با پیشرفت بیماری ایدز از گرایش نژادهای HIV-1 به مونوسیت ها و ماکروفاژها کاسته شده (M-tropic) و تمایل بیشتری به لنفوسیت (T-tropic) پیدا می کنند.
ب) لنفوسیت های CD4 T و سلول های خاطره ای:
خصوصیت عمده عفونت با HIV نقصان لنفوسیت های T کمک کننده است. حاصل تکثیر HIV در جمعیت لنفوسیت ها، مرگ T سل های غیر عفونی توسط مکانیسم های غیر مستقیم است و علت گرایش خاص HIV به این گروه از لنفوسیت ها، وجود CD4 در سطح اتصال آنها می باشد. مولکول CD4 معمولاً گیرنده عمده ویروس است و تمایل زیادی دارد که به پوشش ویروس اتصال یابد. گیرنده مشترکHIV در روی لنفوسیت ها، گیرنده CXCR4 کموکین می باشد.
در اوائل عفونت، ایزوله های اولیه HIV معمولاً به مونوسیت ها و ماکروفاژ ها گرایش دارند یعنی M-torpic هستند. در هر حال تمام نژادهای HIV لنفوسیت های CD4+T اولیه را آلوده می کنند (بجز کشت سلولی T ممتد در آزمایشگاه). همزمان که عفونت ادامه می یابد، ویروس های M-tropic توسط ویروس های T-tropic جایگزین می گردند. سازش آزمایشگاهی این ویروس های اولیه در کشت سلولی Tممتد منجر به از دست دادن توانایی آلوده کردن مونوسیت ها و ماکروفاژ ها می شود.
عفونت با HIV موجب اختلال عمل لنفوسیت های CD4+T می شود و از طرفی چون لنفوسیت های CD4+T نقش عمده ای در پاسخ ایمنی انسان به عهده دارند بنابراین عفونت با HIV ویران کننده می باشد. این سلول ها بطور مستقیم یا غیر مستقیم در اعمال سلول های لنفاوی و غیر لنفاوی دخالت دارند و همچنین فعالیت ماکروفاژها، اعمال سلول های T سیتوتوکسیک، سلول های کشنده طبیعی (NK) و سلول های Bرا تحریک می کنند و با ترشح انواع مختلفی از مواد محلول موجب رشد و تمایز سلول های لنفاوی شده و بر روی سلول های خون ساز اثر می گذارند. حاصل تکثیر HIV در جمعیت لنفوسیت ها، مرگ T سل های غیر عفونی توسط مکانیسم غیر مستقیم است.
در هر زمانی تنها قسمت کوچکی از T سل های CD4+ آلوده می شوند. بسیاری از T سل های آلوده کشته شده ولی قسمتی زنده مانده و به مرحله استراحت بر می گردند. در سلول های خاطره ای بیان ژن های ویروسی حداقل بوده یا وجود ندارد و این سلول ها مخزن مخفی پایدار و طولانی مدت برای ویروس خواهند شد. وقتی این سلول ها در برابر آنتی ژن قرار بگیرند، فعال شده و ویروس های عفونی را آزاد می کنند. مخزن مخفی سلول های خاطره ای به کندی از بین می رود که حداقل نیمه عمر آن 43 ماه است. بعید به نظر می رسد که عفونت HIV درمان شود. اگر حدود یک میلیون سلول خاطره ای آلوده باشند، 70 سال برای از بین رفتن آنها وقت لازم است.
ج) مونوسیت ها و ماکروفاژها:
مونوسیت ها و ماکروفاژها ممکن است نقش عمده ای در تکثیر و پاتوژنز عفونت HIV به عهده داشته باشند. برخی از انواع مونوسیت ها، آنتی ژن سطحی CD4 دارند و به پوشش ویروس اتصال می یابند. گیرنده مشترک روی مونوسیت ها و ماکروفاژها، اتصال گیرنده CCR5کموکین می باشد. که در مغز اکثر سلول های آلوده با HIV از نوع مونوسیت ها و ماکروفاژها باشند و این امر احتمالاً موجب عواقب ناگواری در ایجاد علائم عصبی-روانی به علت عفونت با HIV می شود. ماکروفاژهای آلوده موجود در آلوئول های ریه ممکن است نقشی را در پنومونی بینابینی در برخی از بیماران مبتلا به ایدز به عهده داشته باشند. نژاد هایی از HIV که به ماکروفاژها گرایش دارند، اکثریت را در اوائل عفونت تشکیل می دهند و این نژادها مسئول عفونت های اولیه می باشند، حتی چنانچه منبع انتقال حاوی هر دو نوع ویروس T-tropicو M-tropic باشد.
عفونت زایی مونوسیت ها با HIV نشان می دهد که مونوسیت ها منابع عمده ای از این ویروس در بدن هستند. بر خلاف لنفوسیت هایTCD4+ مونوسیت ها تقریباً به اثرات سیتوپاتیک HIV مقاوم می باشند. بنابراین این ویروس نه فقط در این سلول می تواند باقی بماند بلکه توسط آنها به اعضای دیگر بدن (نظیر ریه و مغز) منتقل می شود. ماکروفاژ های آلوده ممکن است ویروس را به مدت طولانی تولید کنند.
د) ارگان های لنفوئیدی:
ارگان هاغی لنفوئیدی، نقش اصلی در عفونت HIV به عهده دارد. لنفوسیت های موجود در خون محیطی، حدود 2 درصد از کل لنفوسیت ها را تشکیل می دهد و بقیه آن در اعضای لنفاوی قرار دارند. در ارگان های لنفوئیدی معمولاً پاسخ های خاص ایمنی تولید می شود. شبکه سلول های فولیکولار دندریتیک در مراکز اصلی (ژرمینال) غدد لنفاوی، آنتی ژنی را به دام انداخته و پاسخ ایمنی را تحریک می کند. در طی مرحله مخفی بالینی، هنگامی که تعداد بسیار کمی از سلول های آلوده با HIV در خون وجود دارد، ویروس بطور فعال در بافت ها تکثیر می یابد. حتی ناحیه کوچکی از عدد لنفاوی برای برقراری و انتشار عفونت HIV کافی است. در این حالت سیتوکین ها رها شده و ناحیه بزرگی از سلول های CD4+T فعال می شود که به عفونت با HIV بسیار حساس هستند. همزمان با پیشرفت بیماری HIV به مراحل انتهایی، نظم و آرایش غدد لنفاوی بهم می خورد.
ه)سلول های عصبی:
ناهنجاری های عصبی در بیماران مبتلا به ایدز رایج است و با درجات متفاوتی در حدود 40 تا 90 درصد از این بیماران مشاهده می شود. اختلالات عصبی به صورت انسفالوپاتی و نوروپاتی محیطی بروز می کند که شدیدترین آنها، کمپلکس دمانس ایدز است. مکانیزم های پاتوژنز مستقیم و غیر مستقیم که ممکن است در پیدایش تظاهرات عصبی روانی در هنگام عفونت با HIV دخالت داشته باشند عبارتند از:
مونوسیت ها و ماکروفاژها، سلول هایی هستند که در مغز با HIV آلوده می شوند، بنابراین ویروس از طریق مونوسیت های آلوده وارد مغز شده و سیتوکین ها را رها می سازد که برای نورون ها سمی است. همچنین عوامل شیمیوتاکسی نیز وجود دارد که موجب نشت ماده مغز همراه با سلول های التهابی می شود. HIV در تعداد معدودی از نورون ها، الیگودندروسیت ها و آستروسیت ها یافت شده است.
و) عفونت های مشترک ویروسی:
عوامل فعال کننده ای برای برقراری عفونت HIV مورد نیاز می باشد. د رافراد آلوده با HIV به نظر می رسد که محرک های آنتی ژنی زیادی در بدن به عنوان محرک های سلولی عمل می کنند. برای مثال، عفونت فعال با مایکوباکتریوم توبرکلوزیس معمولاً ویرمی در پلاسما را به طور قابل توجهی افزایش می دهد. سایر عفونت های ویروسی همراه نظیر ویروس اپشتاین بار، سیتومگالوویروس، ویروس هرپس سیمپلکس یا ویروس هپاتیت B معمولاً بیان HIV را تحریک نموده و در پیشرفت بیماری ایدز کمک مؤثری می باشند. موارد زیادی از عفونت سیتومگالوویروس در افراد HIV مثبت یافت می شود. همچنین درصد بروز عفونت سیتومگال در افراد HIV مثبت بالاست.
عفونت همزمان به دو سویه متفاوت HIV نیز رخ می دهد. حتی در صورت وجود پاسخ قوی T سل های CD8 به عفونت اولیه، عفونت ثانویه با ویروس دوم در برخی افراد رخ می دهد. عفونت هم زمان HIV یک پدیده نادر است.
یافته های بالینی
علائم عفونت حاد HIV غیر اختصاصی بوده و شامل خستگی، راش، سردرد، حالت تهوع و عرق کردن در شب می باشد. بیماری ایدز یا اختلال عمیق سیستم ایمنی و ایجاد نئوپلاسم های غیر معمول (بویژه سارکوم کاپوزی) یا انواع بسیاری از عفونت های شدید ناشی از عوامل فرصت طلب مشخص می شود.
بعد از علائم مقدماتی (اسهال و تحلیل رفتن)، علائم شدیدتری در بزرگسالان از جمله خستگی، بی قراری ، از دست دادن وزن بدن بدون دلیل، تب، تنگی تنفس، اسهال مزمن، لکه های سفید روی زبان (لوکوپلاکی مویی، کاندیدیاز دهانی) و لنفادنوپاتی ظاهر می شود. علائم بیماری مجرای گوارشی از مری تا روده بزرگ، عامل عمده ای در ایجاد ناتوانی بدن هستند. بدون درمان، زمان بین عفونت اولیه با HIV و پیدایش اولین علائم بالینی، بطور متوسط در بزرگسالان حدود 8 تا 10 سال طول می کشد. مرگ دو سال بعد از آن رخ می دهد.
الف) مقدار ویروس در پلاسما:
مقدار HIV در خون (بار ویروسی) ارزش تشخیصی با اهمیتی دارد. تکثیر ویروس و مرگ سلول در هر بیمار و مقدار ثابت ویروس در خون افراد مختلف متفاوت است. این امر مجموع تعداد سلول های آلوده مولد ویروس و مقدار متوسط شکوفایی ویروس را منعکس می سازد. بدین ترتیب، با یک بار تعیین مقدار ویروس موجود در پلاسما حدود 6 ماه بعد از عفونت می توان خطر پیشرفت به بیماری ایدز را در چند سال بعد پیش بینی نمود. در هر حال، اطلاعات اخیر، تفاوت جنس در این پارامتر را نشان می دهد، به طوری که پیشترفت بیماری به ایدز در زنان به بار ویروسی کمتر استناد می شود. مقدار RNA از HIV موجود در پلاسما را می توان با استفاده از انواع مختلفی از آزمایش های تجارتی موجود تعیین نمود. به نظر می رسد که مقدار ویروس موجود در پلاسم، بهترین نشانگر عوارض طولانی مدت بیماری بالینی است در صورتی که شمارش تعداد لنفوسیت CD4+ بهترین نشان دهنده از پشرفت عفونت فرصت طلب کوتاه مدت است. اندازه گیری مقدار ویروس موجود در پلاسما، معیار با ارزشی در ارزیابی مؤثر بودن درمان ضد ویروسی می باشد.
ب) ایدز در کودکان:
علائم بیماری ایدز در نوزادان آلوده با HIV در مقایسه با بزرگسالان آلوده، متفاوت است. بیماری ایدز در کودکان، از مادران در معرض خطر کسب می شود. این کودکان، علائم بالینی را طی دو سال نشان می دهند و مرگ دو سال دیگر رخ می دهد. نوزادان ، بویژه به اثرات تخریبیHIV بسیار حساس هستند زیرا سیستم ایمنی آنها در زمان آلودگی توسعه نیافته است. یافته های بالینی شامل پنومونیت لنفاوی بینابینی، پنومونی، کاندیدیاز شدید دهانی، انسفالوپاتی، ضعیف شدن، لنفادنوپاتی عموم، سپتی سمی باکتریایی، بزرگ شدن کبد و طحال، اسهال و کاهش روز افزون هوش می باشد.
در کودکانی که عفونت با HIV-1 را قبل از تولد از مادر دریافت کرده اند، شانس بهبودی بسیار کم است. پیشرفت بیماری در سال های اولیه زندگی بسیار زیاداست. هنگامی که مقدار زیادی از HIV-1 در پلاسما ظاهر می شود، پیشرفت سریع بیماری را نشان می دهد. الگوی تکثیر این ویروس در نوزادان با بزرگسالان متفاوت است. به طور کلی، چنانچه مقدار RNA ویروس در هنگام تولد پایین باشد، نشان دهنده آن است که عفونت به تازگی روی داده است. سپس مقدار RNA به سرعت در مدت دو ماه افزایش یافته و به دنبال آن، کاهش آهسته ای در مقدارRNA تا سن 24 ماهگی رخ می دهد که نشان دهنده آن است که سیستم ایمنی کامل نشده، مشکلاتی با عفونت دارد. درصد کمی از نوزادان (کمتر از 5%) عفونت موقت HIV دارند و این امر نشان دهنده ی آن است که برخی از نوزادان قادرند ویروس را از خود حذف کنند.
ج) بیماری عصبی:
اختلالات عصبی اغلب در بیماران مبتلا به ایدز مشاهده می شود. حدود 40 تا 90 درصد از بیماران، علائم عصبی داشته و برخی در هنگام اتوپسی، اختلالات نوروپاتولوژی دارند.
چندین سندرم متمایز عصبی در بیماران مبتلا به ایدز، مشاهده می شود. این علائم عبارتند از: انسفالیت تحت حاد، بیماری میلوپاتی واکوئولار، مننژیت آسپتیک و نوروپاتی محیطی و میلوپاتی. کمپلکس دمانس ایدز، شایع ترین سندرم عصبی است که در اواخر بیماری در 25 تا 65 درصد بیماران رخ داده و با ضعف حافظه، ناتوانی در تمرکز، بی احساسی و اختلال در حرکات ارادی همراه است. اختلال مراکز حرکتی و تغییرات رفتاری همچنین ممکن است بروز کند. بیماری های عصبی دیگری که با عفونت HIV در ارتباط است شامل توکسوپلاسموزیس، کریپتوکوزیس، لنفوم اولیه سیستم عصبی مرکزی و لوکوانسفالوپاتی پیشرونده چند کانونی ناشی از ویروس JC می باشد. زمان متوسطو زنده ماندن بیماران از زمان بروز دمانس معمولاً کمتر از 6 ماه است.
کودکان مبتلا به ایدز نیز دچار اختلالات عصبی می شوند. این اختلالات شامل، حملات ناگهانی، انسفالوپاتی، اختلالات کم توجهی و تأخیر رشد تکاملی می باشد. انسفالوپاتی HIV معولاً در حدود 12 درصد از کودکان مبتلا به نارسایی شدید ایمنی رخ می دهد. باکتری های ایجاد کننده مننژیت معمولاً پاتوژن های عمده باکتریایی در کودکان مبتلا به ایدز هستند. کودکانی که با عفونت HIV به دنیا آمده اند، با وجود مصرف داروهای ضد رتروویروسی تا نوجوانی زنده می مانند. بسیاری از این کودکان در خطر ابتلا به اختلالات روانی هستند. شایع ترین این مشکلات، اختلالات اضطراب است.
عفونت های فرصت طلب:
عفونت های فرصت طلب، عوامل عمده ای هستند که در ایجاد بیماری و مرگ بیمارانی که در مراحل انتهایی عفونت با HIV هستند دخالت دارند. این عفونت ها به وسیله عواملی ایجاد می شوند که به ندرت در افراد عادی ایجاد عفونت می کنند. عفونت های فرصت طلب تا وقتی که تعداد سلول های CD4 از مقدار نرمال به 1000 سلول در میکرولیتر یاکمتر از 200 در میکرولیتر نرسد، قادر به ایجاد عفونت نیستند. چون برخی از پاتوژن های شایع فرصت طلب، درمان پذیر هستند، چون برخی از پاتوژن های شایع فرصت طلب، درمان پذیر هستند، بنابراین به بیماران مبتلا به ایدز فرصت داده می شود که مدت طولانی تری زنده بمانند و همچنین ضمن درمان، طیف عفونت های فرصت طلب تغییر می کند.
شایع ترین عوامل عفونی ایدز بقرار زیر است:
1-پروتوزوآ شامل توکسوپلاسماگوندی، ایزوپورا بلی، کریپتوسیوریدیوم.
2-قارچ ها شامل کاندیدا آلبیکانس، کریپتوکوکوس نئوفورمانس، کوکسیدیوئیدس ایمیتیس، هیستوپلاسما کپسولاتوم و پنوموسیستیس جیرووسی.
3-باکتری ها شامل مایکوباکتریوم اویوم اینتراسلولار، مایکوباکتریوم توبرکلوزیس، لیستریا مونوسایتوژنز، نوکاردیا آستروئیدس، سالمونلا.
4-ویروس ها، شامل سیتومگالوویروس، هرپس سیمپلکس، واریسلا- زوستر، آدنوویروس، پولیوماویروس JC انسانی، ویروس هپاتیت B و هپاتیت C.
عفونت های هرپس ویروس در بیماران مبتلا به ایدز شایع است. هرپس ویروس های گوناگونی مکرراً از بزاق دفع شده اند. رتینیت سیتومگالوویروس شدیدترین عارضه چشمی در بیماران مبتلا به ایدز است.
ه) سرطان:
بیماران مبتلا به ایدز، آمادگی قابل توجهی برای ابتلا به سرطان دارند که از عوارض نارسایی ایمنی است. سرطان های در ارتباط با بیماری ایدز شامل لنفوم غیرهوچکین ( هر دو نوع: نوع منتشر و نوع سیستم عصبی مرکزی)، سارکوم کاپوزی، سرطان های مقعد-تناسلی و لنفوم هوچکین می باشد. لنفوم ها، بدخیمی های پلی کونال سلول B هستند. DNA ویروس اپشتاین بار در اکثر افراد مبتلا به لنفوم بورکیت و سیستم عصبی مرکزی (اما نه در لنفوم سیستمی) یافت شده است. پولیوماویروس های SV40 در برخی لنفوم های بورکیت مشاهده شده اند. موارد لنفوم بورکیت در بیماران مبتلا به ایدز حدود هزار بار شایع تر از افراد عادی است.
سارکوم کاپوزی، تومور عروقی است که تصور شده منشاء اندوتلیالی دارد و در پوست، غشاء مخاطی، غدد لنفاوی و اعضای احشایی ظاهر می شود و قبل از این که این نوع بدخیمی در بیماران مبتلا به ایدز مشاهده شود، این بیماری به عنوان سرطانی بسیار نادر تصور شده بود. موارد سارکوم کاپوزی اکنون حدود 20 هزار بار در بیماران مبتلا به ایدز درمان نشده بیشتر از افراد عادی است. هرپس ویروس در ارتباط با سارکوم کاپوزی یا HHV8 ایزوله شده است که ممکن است در ارتباط با سرطان باشد. سرطان گردن رحم توسط پاپیلوماویروس های پر خطر ایجاد می شود. سرطان های مقعدی- تناسلی ممکن است به علت عفونت مشترک HIV با ویروس های پاپیلوم انسانی باشد. برخی سرطان های تعریف شده ی غیر ایدزی نیز در بیماران مبتلا به ایدز شایع هستند. این موارد شامل سرطان پوست، بیماری هوچکین و سرطان پروستات هستند. درمان های مؤثر ضد رترو ویروسی درصد بروز سارکوم کاپوزی را به مقدار زیادی کاهش داده اند ولی روی درصد بروزلنفوم غیر هوچکین HIV اثری نداشتند.
ایمنی
افراد آلوده با HIV پاسخ هومورال و سلولی را در برابر آنتی ژن های ویروس به محض عفونت ایجاد می کنند. آنتی بادی علیه تعدادی از آنتی ژن های ویروس به محض آلودگی تولید می شود.
اکثر افراد آلوده، آنتی بادی های خنثی کننده ای در برابر گلیکوپروتئین های انولوپ HIV تولید می کنند. مقدار آنتی بادی های خنثی کننده را می توان با جلوگیری از عفونت HIV در خطوط سلولی لنفوسیت حساس در آزمایشگاه اندازه گیری کرد. به نظر می رسد که گلیکوزیلاسیون متراکم می تواند اتصال آنتی بادی خنثی کننده را به پروتئین انولوپ مهار کند. گلیکوپروتئین انولوپ توالی متغییری دارد. این تغییر طبیعی باعث به وجود آمدن جمعیت جدیدی از ویروس می شود که از پاسخ آنتی بادی خنثی کننده فرار می کند.
آنتی بادی های خنثی کننده را می توان توسط مهار عفونت HIV رده سلول های لنفوسیتی مستعد، اندازه گیری کرد. آلودگی ویروس توسط راه های زیر مشخص می شود:
1-با آزمایش ترنس کریپتاز معکوس، فعالیت آنزیمی که از ذرات HIV رها شده است اندازه گرفته می شود.
2-با آژمایش غیر مستقیم ایمونوفلورسانس، درصد سلول های آلوده تعیین می گردد.
3-با آزمایش تکثیر واکنش زنجیر پلی مراز ترانس کریپتاز معکوس (RT-PCR) یا آزمایش تکثیر زنجیر انشعاب یافته DNA (bDNA)، اسید های نوکلئیک HIV اندازه گیری می شود.
پاسخ سلولی معمولاً در برابر پروتئین های HIV توسعه می یابد. لنفوسیت های T سیتوتوکسیک (CTLs)، فرآورده های ژن env، pol وgag را تشخیص می دهد؛ این فعالیت با لنفوسیت های CD8+ و CD3+ محدود شده- کمپلکس سازگاری بافتی همراه است. فعالیت مجدد اختصاصی env تقریباً در تمام افراد آلوده رخ می دهد و با پیشرفت بیماری کاهش می یابد. فعالیت سلول کشنده طبیعی (NK) همچنین در برابر HIV-1 gp120 مشاهده شده است.
هنوز شناخته نشده است که این پاسخ های میزبان در فراهم نمودن محافظت در برابر عفونت HIV یا توسعه بیماری اهمیت دارد. مشکلی که در مورد تهیه واکسن ایدز وجود دارد، آن است که ارتباط ایمنی محافظتی نظیر اهمیت نسبی پاسخ های هومورال و ایمنی سلولی آن هنوز شناخته نشده است.
تشخیص آزمایشگاهی
عفونت با HIV را با 3 روش زیر می توان مشاهده نمود:
1-ایزوله ویروس
2-تعیین سرولوژی آنتی بادی های ضد ویروس
3-اندازه گیری اسید نوکلوئیک یا آنتی ژن های ویروس
الف) ایزوله و شناسایی ویروس
HIV را می توان از لنفوسیت های خون به دست آورد. تعداد سلول های آلوده خون بستگی به مرحله بیماری دارد و متفاوت می باشد. در مقایسه با افراد بدون علامت، تیتر بالاتری از ویروس در پلاسما و در گلبول های خون بیماران مبتلا به ایدز یافت می شود. وجود ویرمی بیشتر از وجود آنتی بادی های ضد ویروس، مراحل بالینی عفونت HIV را نشان می دهد.
حساس ترین روش ایزوله ویروس آن است که نمونه مورد آزمایش را با سلول های تک هسته ای خون محیطی آلوده نشده که توسط میتوژن تحریک شده را با هم کشت دهند. ایزوله های اولیه HIV خیلی آهسته تر از نژادهای آزمایشگاهی تکثیر می یابند. رشد ویروس بعد از 7 تا 14 روز با بررسی مایع سطحی کشت برای اثبات فعالیت ترنس کریپتاز معکوس یا وجود آنتی ژن های اختصاصی ویروس (P24) مشاهده می شود.
در اکثر افرادی که از نظر آنتی بادی، HIV-1 مثبت هستند، ویروس را می توان با کشت سلول های خون به دست آورد. در هر حال، تکنیک های ایزوله ویروس به وقت زیادی نیاز دارد، دشوار بوده و محدود به آزمایش های تحقیقاتی است. روش های جدید تکثیر DNA به وسیلهPCR، جایگزین روش کشت برای مشاهده ویروس در نمونه های بالینی شده است.
ب) سرولوژی:
کیت های تجارتی برای اندازه گیری آنتی بادی ها با روش الایزا موجود است. چنانچه صحیح انجام شود، حساسیت و اختصاصی بودن این تست ها بیش از 98 درصد است. هنگامی که تست های آنتی بادی بر اساس EIA در جوامعی که عفونت ناشی از HIV شیوع کمی دارد ( برای مثال، اهدا کنندگان خون) به کار می رود، یک آزمایش مثبت در یک نمونه سرم باید با تکرار آزمایش ، قبل از اعلام نتیجه، تأیید گردد. چنانچه آزمایش EIA تکرار شده منفی باشد، نمونه را باید با روش دیگری آزمایش کرد. رایج ترین آزمایش، روش وسترن بلات است که در آن می توان آنتی بادی های ضد پروتئین های HIV و وزن مولکولی آنها را شناسایی نمود.
آنتی بادی به پروتئین P24 بخش مرکزی ویروس یا گلیکوپروتئین های gp41، gp120 یا gp160 پوشش، بیشتر از همه مشاهده می گردند. الگوی پاسخ علیه آنتی ژن های ویروسی از زمانی به زمانی دیگر، وقتی بیمار رو به ایدز می رود ( مرحله آخر) تغییر می کنند. آنتی بادی علیه گلیکوپروتئین های غشا (gp160, gp120, gp41) حفظ می شود ولی پاسخ علیه پروتئین های Gag (p55, p24, p17) کاهش می یابد. کاهش آنتی بادی علیه P24 آغازکر علائم بالینی و سایر مارکرهای ایمونولوژیک پیشرفت بیماری است.
تست های ساده و سریع برای مشاهده آنتی بادی های HIV در آزمایشگاه های تسخیص طبی که تجهیزات EIA ندارند وجود دارد. تست های ساده بر پایه اصولی مثل آگلوتیناسیون یا واکنش های ایمونودات در نمونه هایی مثل خون یا مایع دهان می باشند.
بیتشر پیشرفت های اخیر آزمون های سریعی هستند که نیازمند هیچ عملیات خاصی نیستند. این آزمون ها را می توان خارج از تجهیزات آزمایشگاهی سنتی انجام داد. کیت های تشخیصی خانگی موجود هستند. این روش نیازمند ریختن یک قطره خون انگشت روی ورقه ای است که با ماده ای آغشته است. سپس این ورقه جهت آزمایش به آزمایشگاه پست می شود. زمانی که برای ایجاد تغییرات سرمی عفونت HIV لازم است، 3 تا 4 هفته می باشد. بیشتر افراد 6 تا 12 هفته پس از عفونت آنتی بادی های قابل مشاهده خواهند داشت، در حالی که تقریباً تمام آنها طی 6 ماه مثبت خواهند بود. عفونت HIV برای بیش از 6 ماه بدون پاسخ آنتی بادی، بسیاری ناشایع است.
ج) مشاهده اسید نوکلئیک یا آنتی ژن های ویروس:
آزمایش های تکثیر کننده DNA مانند PT-PCR، PCR-DNA و تست های زنجیر انشعاب DNA (bDNA) برای مشاهده RNAویروس در نمونه های بالینی به کار می رود. آزمایش RT-PCR روشی آنزیمی است که در آن RNAی HIV تکثیر می یابد. در آزمایشbDNA، RNA ویروس در مراحل هیبریداسیون توالی الیگونوکلئوتیدی تکثیر می یابد. وقتی استانداردهای مرجع وجود داشته باشد، آزمون کمی خواهد بود. کنترل های مناسب مثبت و منفی باید با هر یک از تست ها به کار رود. این تست های مولکولی، بسیار حساس بوده و اساس تعیین مقدار ویروس موجود در پلاسما را تشکیل می دهد. هتروژن بودن سکانس HIV ممکن است حساسیت روش ها را در مشاهده عفونت های HIV کاهش دهد. مقدار RNA از HIV علامت مهم پیش بینی کننده از پیشرفت بیماری بوده و ابزار با ارزشی در تعیین مؤثر بودن دارو های ضد ویروسی می باشد.
تشخیص اولیه عفونت HIV در نوزادان که از مادران آلوده متولد شده اند، توسط آزمون های بررسی وجود آنتی بادی های مادری، باعث می شود که تست، اطلاعات کافی به ما ندهد. 
وجود مقدار کمی از آنتی ژن HIV-1 P24 را در خون می توان به وسیله EIA به محض عفونت مشاهده کرد. این آنتی ژن اغلب بعد از پیدایش آنتی بادی، غیر قابل مشاهده بوده و ممکن است دیرتر مشاهده گردد ( چون پروتئین P24 به آنتی بادی متصل می شود)، که در این حالت نشان دهنده پیشرفت ضعیف بیماری است.
اپیدمیولوژی
راه های انتقال:
تیتر بالایی از ویروس HIV در دو مایع بدن ( خون و مایع منی) یافت شده است. HIV از طریق تماس جنسی، تزریقات خون یا فرآورده های خونی و از مادر به کودک در دوره جنینی منتقل می شود. وجود سایر بیماری هایی که از طریق تمام جنسی منتقل می شوند نظیر سفلیس، سوزاک و هرپس سیمپلکس-2، خطر انتقال تماس جنسی HIV را تا صد برابر افزایش می دهد. التهاب و زخمهای موجود احتمالاً انتقال سلول های آلوده با HIV را تسهیل می کند. افراد آلوده با ویروس که بدون علائم بالینی هستند، قادرند ویروس را منتقل نمایند. چون بیماری ایدز ابتدا در مردان هموسکسوئل مشاهده شد، بی بندو باری جنسی و همجنس بازی به عنوان مهم ترین عامل ابتلا به این بیماری شناخته شد. خطر ابتلا به بیماری، به نسبت تعداد تماس ها و شرکای جنسی افزایش می یابد.
تزریق خون یا فرآورده های خونی آلوده به ویروس، راه مؤثری برای انتقال HIV است. برای مثال در آمریکا بیش از 90 درصد از دریافت کنندگان فاکتور هشت تغلیظ شده (قبل از مشاهده HIV) دارای آنتی بادی علیه HIV بودند. مصرف کنندگان داروهای غیر مجاز از طریق سوزن های آلوده نیز به عفونت با HIV آلوده می گردند.
آزمایش دقیق برای اطمینان از سالم بودن خون تزریقی، ضروری است. سازمان بهداشت جهانی گزارش داده است که اهدا کنندگان خون داوطلب، سالم تر از افراد حرفه ای هستند. استخدام اهدا کنندگان خون، بسیار حائز اهمیت است، در سال 1996 گزارش شد که خطر انتقال خون آلوده با HIV در آمریکا بسیار کم بود ( حدود یک در هر 500 هزار مورد).
میزان انتقال عفونت HIV از مادر به نوزاد از 13 درصد تا 40 درصد در مادران درمان نشده متفاوت است. نوزادان می توانند در دوران جنینی در زمان تولد یا از طریق تغذیه از پستان مادر، آلوده شوند.
در کودکانی که از شیر پستان مادر استفاده نکرده اند، حدود 30% از عفونت ها در دوران جنینی و 70% در هنگام تولد رخ داده است. اطلاعات نشان داده است که یک سوم تا نیمی از کودکانی که بعد از تولد با HIV آلوده شده اند در آفریقا به علت تغذیه از پستان مادر بوده است. انتقال در هنگام تغذیه با شیر مادر معمولاً زود ( تا مدت 6 ماه) رخ می دهد. مقدار زیاد ویروس موجود در خون مادر، عامل خطری برای انتقال به نوزاد است اما این امر، انتقال HIV-1 را از مادر به نوزاد به طور کامل توضیح نمی دهد و نشان دهنده آن است که عوامل دیگری نیز مهم هستند.
چندین کارمند بهداشت به دنبال تماس خون آلوده با خراش روی پوستشان، دچار عفونت شدند البته باید توجه داشت ه این راه ابتلا به عفونت از موارد نادر می باشد. تعداد موارد عفونت در مقایسه با خراش پوست از طریق سوزن های آلوده ای که با خون آلوده آغشته بوده اند، بسیار پایی است (خطر سرایت حدود 3/0 درصد). خطر انتقال پس از تماس با غشاهای مخاطی بسیار پایین تر است ( حدود 09/0 درصد).
بجز راه های معمول انتقال عفونت HIV نظیر خون، تماس جنسی و تولد که تقریباً اکثر موارد انتقال HIV را تشکیل می دهند و در بالا شرح داده شدند، راه های دیگری نظیر تماس با بزاق، تماس های تصادفی با افراد آلوده یا حشرات ناقل وجود دارند، اما گزارشی مبنی بر انتقال ویروس در این شرایط وجود ندارد.
پیشگیری ، درمان و کنترل
الف) دارو های ضد ویروسی:
تجویز تعدادی از دارو های ضد ویروسی در درمان عفونت های HIV مجاز شده است. این دارو ها شامل مهار کننده های نوکلئوزیدی و غیر نوکلئوزیدی از آنزیم ترنس کریپتاز معکوس ویروس و مهار کننده های آنزیم پروتئاز ویروس می باشند. مهار کننده های پروتئاز، دارو های قوی ضد ویروسی هستند، زیرا فعالیت پروتئاز برای تولید ویروس عفونی، ضروری بوده و آنزیم پروتئاز ویروس با پروتئاز های سلول انسان تفاوت دارد. کلاس جدید دارویی (مهار کننده فیوژن که اولین بار در سال 2003 مورد استفاده قرار گرفتند) از ورود ویروس به سلول ممانعت می کند.
درمان با اشتراکی از دارو ها که خاصیت ضد ویروسی قوی دارند (HAART) از سال 1996 موجود است. این داروها اغلب تکثیر ویروس را به مقدار کمتر از محدودیت مشاهده در پلاسما مهار می کند، مقدار ویروس را در بافت های لنفاوی کاهش می دهد و امکان پاسخ های ایمنی را در برابر پاتوژن های فرصت طلب ارائه نموده و زنده ماندن بیمار را برای طولانی مقدور می سازد. با این همه، درمان عفونت HIV-1 با HAART موفقیت آمیز نبوده است. این ویروس در مخازنی که مدت طولانی باقی می مانند، سلول هایی که به طور مخفی آلوده شده اند شامل سلول های حافظه CD4T و احتمالاً ماکروفاژها و سلول های منی پایدار می ماند. هنگامی که دارو های HAART قطع گردد یا درمان موفقیت آمیز نباشد، تولید ویروس دوباره شروع می شود.
در حالی که تک درمانی معمولاً منجر به ایجاد سریع موتانت های مقاوم به داروی HIV می شود، درمان چند دارویی که مراحل مختلف تکثیر ویروس را مورد هدف قرار می دهد، موجب تأخیر در انتخاب موتانت HIV می شود. با این وجود، موتانت هایی که به یک مهار کننده ی پروتئاز مقاومند، اغلب به سایر مهار کننده های پروتئاز نیز مقاومت نشان خواهند داد.
انتقال واریانت های مقاوم به دارو ممکن است روی حق انتخاب درمان بیماری در آینده تأثیر گذار باشند. در 8 درصد از بیماران بی اطلاع از درمان که به تازگی عفونت HIV در آنها تشخیص داده شده بود، موتاسیون های مقاوم به دارو پیدا شد و 10 درصد موارد در ایالات متحده و اروپا ساکن بودند. در سال 2002 در آمریکا، بین نوزادانی که به صورت پری ناتال آلوده شده بودند، 19 درصد موتاسیون های مقاوم به دارو مشاهده شد.
اگرچه نتایج با اشتراک دارویی امیدوار کننده است و عفونت HIV را به عفونت مزمن قابل درمان تبدیل کرده، اما به دارو های دگیری نیز نیاز می باشد. مهار طولانی مدت تکثیر ویروس توسط تجدید عمل ایمنی امکان پذیر است. رژیم های دارویی فعلی، پیچیده وگران بوده، تمام بیماران قادر به تحمل آن نمی باشند، عوارض جانبی سمی از جمله اختلال در سوخت و ساز چربی وجود داشته و گاهی هم به شکست درمان منجر می گردد. از طرفی اکثر افراد آلوده در دنیا به دارو دسترسی ندارند. اولین قرصی که یک بار در روز به همراه سه داروی HIV دیگر مصرف می شد اولین بار در سال 2006 مورد استفاده قرار گرفت. اکثر افراد آلوده جهان به هیچ داروی ضد HIV دسترسی ندارند.
بررسی ها نشان می دهد که AZT (آزیدوتیمیدین) انتقال HIV از مادر به نوزاد را به مقدار قابل توجهی کاهش می دهد و درمان با این دارو در طی بارداری و بعد از تولد خطر انتقال HIV از مادر به نوزاد حدود 65 تا 75 درصد ( از 25 به کمتر 2 درصد) تقلیل می یابد. این نوع درمان، انتقال عفونت را از مادر به نوزاد در تمام موارد کاهش می دهد. تجویز یک دوره کوتاه از AZT به مادران آلوده نشان داده است که انتقال ویروس را به نوزاد تا 50% کاهش داده و برای مصرف در کشور های در حال توسعه سالم است. با این حال، انتقال بالای HIV از طریق شیر مادر می تواند فواید درمان با دارو های ضد ویروسی را حوالی زایمان تحت شعاع قرار دهد.
ب) واکسن ضد HIV:
بهترین امید در کنترل اپیدمی ایدز در سراسر دنیا، ارائه واکسنی مؤثر و سالم می باشد. تا سال 2006 بسیاری از واکسن های در دست تهیه، در مراحل مختلف آزمون بودند. واکسن های ویروسی معمولاً پیشگیری کننده های خوبی هستند، یعنی به افراد غیر آلوده تجویز می شوند تا از ایجاد عفونت یا بیماری در آنها جلوگیری گردد. اکنون، تهیه واکسن های درمانی HIV مورد توجه زیادی قرار گرفته است تا بدین وسیله بتوان افراد آلوده با HIV را با تقویت ایمنی ضد HIV، کاهش تعداد سلول های آلوده به ویروس یا با تأخیر شروع بیمای ایدز درمان نمود. تهیه واکسن HIV مشکل است، زیرا موتان های HIV به سهولت در سلول های آلوده بیان نمی شوند و بطور کامل بعد از عفونت اولیه، به وسیله پاسخ ایمنی میزبان شناسایی نمی گردند. ایزوله های HIV همچنین دچار تغییرات قابل ملاحظه ای بویژه در آنتی ژن های پوششی می شوند. این تغییرات احتمالاً پیدایش موتانت های مقاوم به خنثی شدن را تحریک می کند. عوامل ایمنی محافظت کننده HIV شناخته نشده است. به همین علت، موادی که باید در واکسن مورد استفاده قرار گیرد تا پاسخ های ایمنی مناسبی را تحریک نماید، هنوز شناخته نشده است.
به علت عدم اطمینان از سالم بودن واکسن، نباید واکسن های ضعیف شده یا غیر فعال HIV یا واکسن های حاصل از میمون (سیمیان) را به کار برد. چنین به نظر می رسد که پروتئین های نوترکیب ویروسی بویژه گلیکوپروتئین های پوششی که با Adjuvant (یاور) یا حاملین ویروسی ناهم تیپ همراه هستند، بهتر باشند. بسیاری از روش های واکسیناسیون جدید در دست تحقیق هستند.
اقدام ژن درمانی برای رسیدن به ایمنی درون سلولی طراحی شده است. به این صورت که سلول های هدف را به طور ژنتیکی تغییر می دهند تا نسبت به HIV مقاوم شوند.
مانع بزرگ بر سر راه تهیه واکسن، فقدان حیوان حساس به HIV است. شمپانزه ها، تنها حیوانات حساس به HIV هستند اما نه فقط تهیه و نگهداری این حیوانات مشکل است بلکه در این حیوانات تنها ویرمی و آنتی بادی مشاهده می شود. در این حیوانات نارسایی ایمنی مانند عفونت های انسانی بروز نمی کند. حیوانات دیگری نظیر ماکاک ها که مبتلا به ایدز میمون می شوند ممکن است برای بررسی جهت تهیه واکسن مفید تر باشند.

دسته بندی : اخبار News


 

آخرین مطالب

» ( شنبه بیست و نهم تیر 1392 )
» معرفی نرم افزار ها و برنامه های کاربردی در داروخانه ۲ ( پنجشنبه بیستم آذر 1393 )
» معرفی نرم افزار ها و برنامه های کاربردی در داروخانه ۲ ( پنجشنبه بیستم آذر 1393 )
» آهنگ وب ( پنجشنبه دوم آبان 1392 )
» اسلایدهای درمان ( دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 )
» Every night and every day Never forget to say La ilaha illa Allah ( دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 )
» اسلاید هایپوتیروئیدیسم دکتر رجبی ( سه شنبه شانزدهم مهر 1392 )
» اسلاید دروس ( جمعه دوازدهم مهر 1392 )
» اسلاید MI دکتر فرساد ( جمعه دوازدهم مهر 1392 )
» اسلاید دیروز (31شهریور) کارآموزی دکترمحمدحسینی ( دوشنبه یکم مهر 1392 )
» پشت صحنه ی تئاتر مهمانان سیندرلا ( جمعه بیست و نهم شهریور 1392 )
» اینا محرم ونامحرم سرشون نمیشه!؟ ( جمعه بیست و نهم شهریور 1392 )